تبلیغات
یه دستی

  • Archive
  • Contact
توضیحات :
وبلاگ یه دستی یه وبلاگ کاملا سرگرمیه که مطالب جالبی رو در اختیار شما بازدید کننده ی محترم قرار می ده و ما امیدواریم که شما از خواندن مطالب جالب این وبلاگ لذت ببرید در ضمن این وبلاگ آماده ی تبادل لینک با هر وبلاگی می باشد.
منوی اصلی
درباره ما

وبلاگ یه دستی یه وبلاگ کاملا سرگرمیه که مطالب جالبی رو در اختیار شما بازدید کننده ی محترم قرار می ده و ما امیدواریم که شما از خواندن مطالب جالب این وبلاگ لذت ببرید در ضمن این وبلاگ آماده ی تبادل لینک با هر وبلاگی می باشد.
ایجاد کننده وبلاگ : سامان

این صفحه را به اشتراک بگذارید
آخرین مطالب

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

نویسنده : سامان | دسته بندی : داستان های خواندنی ,

تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 23 آذر 1390 - 02:35 ب.ظ



لاینل واترمن، داستان آهنگری را میگوید که پس از گذراندن جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، چیزی درست به نظر نمی آمد. حتی مشکلاتش مدام بیشتر میشد. یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود، از وضعیت دشوارش مطلع شد. گفت :" واقعاً عجیب است، درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مرد خداترسی شوی، زندگی ات بد تر شده. نمیخواهم ایمانت را ضعیف کنم، اما با وجود تمام تلاش هایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده." آهنگر بلافاصله پاسخ نداد: او هم بار ها همین فکر را کرده بود و نفهمیده بود چه بر سر زندگی اش آمده. اما نمیخواست دوستش را بی پاسخ بگذارد، شروع کرد به حرف زدن، و سرانجام پاسخی را که میخواست یافت. این پاسخ آهنگر بود: "در این کارگاه، فولاد خام برایم میاورند و باید از آن شمشیری بسازم. میدانی چطور این کار را میکنم؟ اول تکه فولاد را به اندازه جهنم حرارت میدهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر میدارم و پشت سر هم به آن ضربه میزانم، تا اینکه فولاد، شکلی را بگیرد که میخواهم .  بعد آن را در تشت آب سرد فرو میکنم، و تمام این کارگاه را بخار آب میگیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله میکند و رنج میبرد. باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست یابم. یک بار کافی نیست"
آهنگر مدتی سکوت کرد، سیگاری روشن کرد و ادامه داد: "گاهی فولادی که به دستم میرسد، نمیتواند تاب این عمل را بیاورد.
حرارت، ضربات پتک و آب سرد، تمامش را ترک می اندازد. میدانم از این فولاد هرگز تیغه شمشیر مناسبی در نخواهد آمد"
باز مکث کرد و بعد ادامه داد:
"میدانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو میبرد. ضربات پتکی را که زندگی بر من وارد کرده پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما میکنم انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج میبرد. اما تنها چیزی که میخواهم این است:
خدای من، از کارت دست نکش، تا شکلی را که تو میخواهی، به خود بگیرم. با هر روشی که می پسندی، ادامه بده،هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز مرا به کوه فولاد های بی فایده پرتاب نکن!"


برچسب ها : وبلاگ سرگرمی , وبلاگ طنز , وبلاگ جالب , وبلاگی پر از مطالب خواندنی , بهترین وبلاگ میهن بلاگ , سایت سرگرمی , سایت طنز , هر آنچه شما می خواهید , همه چیز درباره ی یه دستی , ابر مطالب وبلاگ , خواندنی ها , دانستنیها , انواع مطالب خواندنی , سرگرمی و مطالب , مطالب طنز , شعر و شاعری , وبلاگ زیبای یه دستی , سایت تفریحی یه دستی , وبلاگ تفریحی یه دستی , سایت طنز یه دستی , وبلاگ طنز یه دستی , سایت یه دستی , وبلاگ یه دستی , بهترین سایت ایران , سایتی پر از مطالب خواندنی , سایت جالب , بهترین مطالب خواندنی , آنچه باید بدانید , آنچه باید بدانی , معرفی بهترین ها , معرفی جالب ترین ها , معرفی متنوع ترین ها , معرفی اصلی ترین ها , وبلاگ طنز وطنز , وبلاگی با پیج رنک بالا , وبلاگی با بهترین مطالب , جالب و دیدنی ترین ها , مطالب خوندنی , مطالب خوندنی و دیدنی , مطالب عکس دار , جدیدترین مطالب از شما , جدیدترین مطالب برای شما , هر آنچه شما از یک وبلاگ انتظار دارید , بهترین مطالب یه دستی , ابر مطالب وبسایت یه دستی , جالب و خوندنی , مطالب عالی , ابر مطالب اینترنتی , ابر مطالب اینترنت , برچسب , پر از مطالب خواندنی , پر از مطالب خوندنی , جالب و جدید , جدید و جالب , وبلاگ بزرگ یه دستی , یه دستی با موضوع طنز , یه دستی با موضوع سرگرمی , جالب و جدید و جذاب , داستان های آموزنده , داستان پند آموز , داستان های پند آموز , داستان آموزنده ,